Sunday, June 8, 2008

وبلاگستان و بازی برق / اوضاع برق در تهران و لاهیجان

‌یک اهری، دوست خوب من در زندگی واقعی و همسایه دیوار به دیوارم در وبلاگستان است.
صادق نیک مردی است که به واقع زیبایی سیرتش را نمی توانید از زیبایی صورتش دریابید، چه رسد به اینکه بخواهید آنرا از طریق وبلاگش لمس کنید.

اخیرا به دعوت او برای نوشتن از اوضاع برق در بیست و چهار ساعت از روزگاری که میگذرانیم، یک بار دیگر وبلاگستان به حرکت درآمده و دوستان زیادی از جفایی که روزانه توسط سازمان بی سازمان نیرو بر آنها می رود نوشته اند.
درین حرکت همسرم و دوستان بسیار دیگری که ساکن این سامان بی سامان نیستند و مفتخرند به ارزشی که دولتشان و سازمان برق مملکتشان برای آنها و هموطنانشان، قائل است نیز شرکت جستند. ایشان هم نوشتند اوضاع برخورداریشان ازین نعمت حیاتی را تا ضمن غنی تر کردن آرشیوی که تشکیل شده، تضاد شدیدی که میان ما و ساکنان دنیای مدرن امروزی در برخورداری از حقوق اولیه انسانی وجود دارد، بیشتر به رخ دولتمردانمان کشیده شود. چه، ما به نیکی آگاهیم تفاوت از زمین تا ناکجا است... میان ماه ما با مال آنها...!

و اما روزگار من و مرغ گریزپای برق، با پوزش از تاخیرم در اجابت دعوت.

اوضاع برق در محل زندگی من بسیار با سایر نقاط کشور متفاوت است. در منطقه ای که من زندگی میکنم بطور میانگین نیم ساعت قطع برق وجود دارد که البته هروقت قطع میشود قطعا تا یک ساعت دیگر وصل نمیشود اما بسیاری از روزها برق قطع نمیشود. بنابرین این به آن در شده نیم ساعت! آن هم بدون نوسان. ولی این مسئله علت مشخص دارد و در سایر مناطق تهران و ایران اصلا اوضاع به این شکل نیست و این تفاوت برمیگردد به همان قضیه ارزانی گوجه فرنگی در محله آقای رئیس جمهور. در غیر اینصورت معدل ساعات بی برقی در شبانه روز برای کسانی که منزلشان در مجاورت ساختمان مجلس شورای اسلامی مملکت قرار ندارد، بین دو تا شش و حتی هشت ساعت در شبانه روز متغیر است.
بهرحال این یکی را شانس آورده ایم از صدقه سر آقایان دولتی.
نمی دانم چرا اینقدر ناشکر و کورنمک هستم من! این همه نعمت به من اعطا شده و باز هم...!

و اما رسم دنیا این بوده که هرچیزی را بیشتر از آنچه برایت مقدر شده بخوری، یک جای دیگر باید پسش بدهی! انسان را از این قاعده گریزی نیست و ازین روست که درست در بدترین ایام بی برقی، اوضاع کار و در کلام خلاصه 'بیزنس'، به شکلی رقم خورد که ناچارا چیزی نزدیک به دوماه است که درگیر تولید یک پروژه نرم افزاری هستم که بنابر مصالح استراتژیک! لازم شد مراحل ساخت آن در شهر مادری ام و در منزل پدری ام، انجام شود.
چشمتان روز بد نبیند! تولید نرم افزار آنهم در لاهیجان، شهری که دارای ضعیف ترین زیرساختها در سیستم انتقال برق استان می باشد.
شبکه برقی که پس از صدمات جدی که در بارش بی سابقه برف سال 83 گیلان به آن وارد آمد همواره تا کنون با هر باد و طوفان حادثه ساز شده و یا از کار افتاده است.
به حق که خدا نصیب گرگ بیابان نکند دهها ری استارت ذخیره شده و نشده در روز را!

اینجا آنچنان برق بی قاعده و اسفناک قطع میشود که خسارات آن، به موازات مردم گریبان خود سازمان نیرو را نیز میگیرد.
همین چند هفته پیش بود که بعد از یک نوسان شدید برق که دقایقی طول کشید، پست برقی که میان دو تیرسیمانی و در ابتدای خیابان محل سکونت ما قرار داشت با صدای مهیبی منفجر شد و اتصالی که ایجاد کرد باعث شد که کابلهای برق تا انتهای کوچه با اصوات گوش خراش و تولید جرقه های زیاد دچار تکان های شدیدی شود که در یک نقطه منجر به پارگی کابل شد.
خوشبختانه کسی درآن ناحیه نبود و لطمات جانی ایجاد نشد اما خب... این می توانست به سادگی رخ دهد و فکر کردم که اگر پنج شش کودک در آن محل سرگرم بازی بودند چه اتفاقی می افتاد و چه کسی پاسخگو بود.
البته که هیچ کس!
و بعد چهل و هشت ساعت کامل طول کشید تا نقص برطرف شده و مجددا برق پیزوری متصل شد و ما خوشبختی را حس کردیم. با پوست و استخوان!

راستی، یادم نرود بگویم در لاهیجان و همه شهرهای شمالی، نود درصد مردم بخاطر آلودگی و ناصافی آب شهر، اصلا مشترک سازمان آب هم نیستند و توسط پمپی که با برق کار میکند، از چاه آب داخل حیاط منزل، آب را به سیستم لوله کشی پمپاژ میکنند. بنابرین در کمال مسرت قطع برق برای اکثر جمعیت شمال کشور منجر به قطع همزمان آب شده، نورشان را علی نور میکند!

در لاهیجان روزانه حداقل دو و حداکثر می گویند شش ساعت برق قطع میشود اما اگر بخواهیم معدل منطقه ما را به دست آوریم میتوان گفت روزانه سه ساعت قطع برق اما به بدترین شکل ممکن وجود دارد.
قبل و بعد از هر قطع برق نوسان آنچنان شدید است که اگر شب باشد و هوا تاریک، تمام چراغ ها به حدّی کم نور میشوند که اگر بناباشد همان تاریک-روشن برای سه ساعت دوام داشته باشد، حتما نور اضافه لازم خواهد شد.
در این نوسان ها، یخچال، فریزر و تلویزیون چه ترانس داشته باشند و چه نداشته باشند خاموش میشوند. کامپیوتر ری استارت شده و فقط این لامپها هستند که روشنایی شان به حد یک فانوس تقلیل می یابد اما خاموش نیستند و...
اوضاع رقت باری است...
تصور کنید اعصاب و روان آدمی را که در این دقایق کم برقی و تنفس مرگ توسط تمامی دیوایس های برقی منزل، به حاتم بخشی ها و وام های کلان دولتمان به بیگانگان می اندیشد... به نیروگاه بزرگ برقی 230میلیون دلاری که در نیکاراگوئه می سازند، و به سدها و نیروگاه های برقی که در ونزوئلا در حال اجرا هستند... به همه خرج های انبوه و غیرقابل باور دیگر در ناکجا آبادهای جهان، به کله شقّی های اتمی و به خط و نشان کشیدن و طرح و ایده دادن برای مدیریت جهان...!

آقای دولت... ترانس وصل کردیم به یخچال اما افاقه نکرد. آخر تمامِ شبانه روز، برق به حدی ضعیف است که از نظر ترانس لازم است مدار قطع بماند. بنابرین یخچال خاموش می شود. اگر هم کمی اوضاع بهتر شد و دستگاه، برق را متصل کرد طولی نخواهد کشید که با ورود دوباره یخچال به مصرف کنندگان الکتریکی خانه، مجددا جریان ضعیف و مدار قطع میشود! تازه این میان اگر کولر هم روشن شود که دیگر ترانس به کل از کار می افتد.
پس یخچال همچنان خاموش مانده است و میماند و ما میمانیم و تکلیف ناروشن مواد غذایی داخلش...
آنقدر برقِ ضعیف تداوم دارد که از خیر ترانس و عمر یخچال گذشته و آن را به شریان مسموم برق ضعیف و غیرعادی دولت نهمی! متصل می کنیم و... هرچه بادا باد... سوخت هم سوخت... کار دیگری مگر می توان کرد...؟

آقای مسئول.... این خیلی نامردی است... خیلی.

بگذریم... بگذریم از آه و افغان و به برق بازیمان برگردیم.
بازی برق آنچنانکه طراحش گفته، محدودیت خاصی برای شرکت کنندگان ندارد و همه میتوانند در آن شرکت کنند و کافی است مطلبی در این باره بنویسید و شرحی از اوضاع برق منطقه خود بدهید و بس. اگر مایل بودید دوستانتان را هم دعوت کنید و اگر هم مایل بودید دعوت را برای همه کسانی که یادداشت برق را میخوانند و وبلاگ دارند، باز بگذارید و به آنها پیشنهاد بدهید تا درین باره بنویسند.

همچنانکه این پست همه وبلاگ نویسانی را که خواننده اش بودند به شرکت در این حرکت دعوت میکند.
پاینده باشید و نورانی! دل هاتان شاد.

9 comments:

شهلا said...

http://worldblue.persianblog.ir/

پس این شعر را هم بخونید

mehrak said...

خسته نباشی سعید جان به خاطر زحمت و وقتی که برای نوشتن این پست گذاشتی. مطلبت بدون شک یکی از کاملترین و مستندترین مطالبی بود که درمورد وضعیت برق در ایران نوشته شده و لینکهایی که بهشون استناد کردی بر اعتبار هرچه بیشتر اون اضافه میکنند
جای آقای اهری خالیست که شاهد پاسخ
دقیق و موشکافانه ای که به دعوتشون دادی باشند

Saeid said...

والله راستش جای اهری همه جاهای دیگه هم خالی بود! ضمن اینکه صادق از این پست من چندان دل خوشی نداره! تقصیر خودم هم شد که اینقدر دیر نوشتم.
ضمن یکی از صحبتهای تلفنیمون -قبل از اینکه صادق اولین پست مربوط به این جریان برق رو بنویسه- سوژه حرکت رو کلی تمجید کرده و قول داده بودم همون روزهای اول بنویسم که هربار به دلیلی نشد تا رسید به آخر بازی!

در مورد پست باید بگم نظر لطفته و ممنون برای نظر دقیق و موشکافانه ات نسبت به یادداشت!

چه متواضع!

شاد و سلامت باشی.

. said...

سلام
سعید عزیز و مهرک خانم مهربان و گل
شما لطف مزیدی نسبت به حقیر سراپا تقصیر دارین . ما خیلی هم دوستتون داریم


اهری

Azad said...

با سلام و خسته نباشید خدمت دوست گرامی سعید جان . امیدوارم حالتان خوب باشد سعید جان . راستش من از و سایت بلاگچین با وبلاگ شما آشنا شدم . هر چه دنبال ایمیل یاهو و راه تماسی با شما بودم چیزی پیدا نکردم . یک عرضی خدمتتان داشتم که می خواستم آن را به شما بگویم . اگر برایتان زحمتی نیست خواهشا مرا در یاهو ادد نمایید تا با هم صحبت کنیم و یا ایمیل خود را به بنده بدهید تا از طریق ایمیل مزاحمتان شوم . یک دنیا سپاس. امیدوارم موفق و سربلند باشید
My Yahoo ID : Mohagere_Azad@Yahoo.Ca

Guissou said...

Hi Saeid,

I just wanted to once again thank you for the kind birthday wishes. I really appreciate it! :)

Take care,
G

Saeid said...

Dear Guissou,

I'm so glad that you've visited my page.
And you're very welcome, it was the least I could do.
Once again, I wish you great happines in the coming year. I hope that this year, just as you deserve, you receive your degree from McGill university.

Happy birthday,

Saeid
2008/8/23

mehrak said...

تولدت رو تبریک میگم سعید جان و بهترین ها رو از درگاه حضرت حق برات میطلبم
ازجمله اینکه اوضاع برق سر و سامان
بیشتری بگیره که میدونم خیلی آزارت
!داده اینروزها

!دلت شاد، برقت وصل

Saeidet said...

مرسی عزیز دلم. من هم همینطور.

حق نگهدارت و همیشه در پناه مولایی که دوستش داریم و دوستت داره.

خدا از دهنت بشنوه گلم اما نه، اینها تا این هفتاد میلیون آدم متشنج رو کاملا روانی نکنند دست از حرکتی که شروع کردند بر نمیدارند.
ای کاش خدایی که بر همه پوشیده ها آگاه و از قضا خیلی قهّار هم هست رو کمی به یاد بیارند.

در پناه آرامشش برات بهرین ها رو در سال جدید زندگی مون آرزو میکنم.
و برای هر سه متولد ماه مبارک اوت!